شعری از سید حسین موسوی تقدیم به زنده یاد حسین منزوی
آينه ی عشق و جنون ، غربت شيوا همه تو
عسرت مجنون تويی و عشوه ی ليلا همه تو
در رگ ذوق تو ، غزل ، گشته زلال و ديدنی
سيب غزل خورده ای از ، باغ ادب با همه تو
باتو دل غروب هم ، تنگ شد و شكستنی
شوكت صحرا تويی و لذت دريا همه تو
از دل مرداب ريا ، رخت برون كشيده ای
آه كه در خانه خود ، غربت عظما همه تو
عشوه ی باران همه تو ، خنده ی گريان همه تو
رقص دل انگيز عطش ، در رگ صحرا همه تو
ذوق تو رگبار غزل ، زد به كوير عاشقی
جذبه يوسف تويی ،آشوب زليخا همه تو
چشم تو برقی از جنون ، زد به نهال خشك من
زنده ی عشق گشتم ای معجز عيسا همه تو
حال كه از شط جنون ، شربت عشق خورده ای
" من همه تو ، تو همه تو ، او همه تو ، ما همه تو " *
عسرت مجنون تويی و عشوه ی ليلا همه تو
در رگ ذوق تو ، غزل ، گشته زلال و ديدنی
سيب غزل خورده ای از ، باغ ادب با همه تو
باتو دل غروب هم ، تنگ شد و شكستنی
شوكت صحرا تويی و لذت دريا همه تو
از دل مرداب ريا ، رخت برون كشيده ای
آه كه در خانه خود ، غربت عظما همه تو
عشوه ی باران همه تو ، خنده ی گريان همه تو
رقص دل انگيز عطش ، در رگ صحرا همه تو
ذوق تو رگبار غزل ، زد به كوير عاشقی
جذبه يوسف تويی ،آشوب زليخا همه تو
چشم تو برقی از جنون ، زد به نهال خشك من
زنده ی عشق گشتم ای معجز عيسا همه تو
حال كه از شط جنون ، شربت عشق خورده ای
" من همه تو ، تو همه تو ، او همه تو ، ما همه تو " *
* مطلع غزلی از استادم حسین منزوی
+ نوشته شده در ساعت توسط
|
این وبلاگ توسط خانواده ی استاد منزوی اداره نمی شود.