آفتاب
گرد، آن چنان که گویی
نقطه به نقطه
با ماه تمام
مماسش کردهای
و گر گرفته از آتش که انگار
شعله به شعله
از تنور دوزخ
اقتباسش کردهای
چهرهات
حساب آفتابگردانهای اعصار را
با آفتاب
تسویه میکند
عجیب نیست، اگر خورشید
جغرافیای مشرق
از مغرب
باز نشناسد
بی تابیات فریبی است
یا عشوه یی که
آفتاب مسکین را
در جذبهی تماشایت
به سرسام افکنده است
جهان
بی قرار توست
+ نوشته شده در ساعت توسط
|
این وبلاگ توسط خانواده ی استاد منزوی اداره نمی شود.