رجعت
در بهار این کوچه
چهقدر گم شده باشم و
پیدا نشده باشم، خوب است؟
در پاییز این خیابان
چه قدر نتوانسته باشم
آوازهایم را از باد پس بگیرم
خوب است؟
و چهقدر شعرهایم را
در این خانه
ـ همین خانه ـ
پای همین خرمالوها
چال کرده باشم ، خوب است؟
به گمانم
می شد فقیرترین باغها را
دو بار و هربار، هفت پاییز
با آنان
چراغانی کرد
و بیش از این و
خیلی بیش از این و
شاید
آن قدر خیلی بیش از این
که میشد جرات کرد و با آن
به اجرای دیگر از لبخند تو
اندیشید
این وبلاگ توسط خانواده ی استاد منزوی اداره نمی شود.