مرثیه
با تاخیر برای « حسین سرشار»
تنها آوازی که
هنوز گم نکرده بودی
ستارهیی بود
که از پیشانی درخت میتابید
به نامی نیازت نبود
تو را تمام قفسها
در بی نامی میشناختند
قفسی برداشتی
از درخت بالا رفتی
و به جای تمام پرندگان
که آوازشان را،
گم کرده بودند
صیحه زدی.
+ نوشته شده در ساعت توسط
|
این وبلاگ توسط خانواده ی استاد منزوی اداره نمی شود.