این باد
با وقفههایی طولانی
که بیمی را
در زمان
میوزاند
و تجربههای انسانی را
در تردید
میپیچد
این باد
که زوزه کشان
از فراز سرم میگذرد
کدام دنیای منجمد را
بر شانههای عریان اطلس
آوار میکند؟
چه درهها،
چه درههایی ،
میان من و دریا و
ابرهای نارنجی
شیار
میبندند
دریا را
در صدف صدا بزن
ای باد ناساز!
+ نوشته شده در ساعت توسط
|
این وبلاگ توسط خانواده ی استاد منزوی اداره نمی شود.